مرکز مطالعات استراتژیک خاورمیانهظرف پنج سال گذشته، تفکر حاکم بر ساختار بازدارندگی جمهوری اسلامی ایران، به تدریج، دستخوش تغییر و تحول نسبی شده است. دلیل این ادعا را میتوان تا حد زیادی به متغیرهای مختلفی—همچون ناکامی برجام، کارزار فشار حداکثری دونالد ترامپ، ترور فرمانده سپاه قدس، ظهور پانعربیسم و ملیگرایی در عراق-بهویژه در میان شیعیان، چالشهای تجهیز محور مقاومت از گذرگاه قائم-بوکمال، ظهور صفبندیهای عبری-عربی و البته افزایش دامنۀ حملهها و اقدامهای خرابکارانه اسرائیل در هدف قرار دادنِ مراکز و تأسیسات ایران و متحدان آن—ارجاع داد.در همین راستا، فرض بر این است که جمهوری اسلامی ایران بهطور آهسته در حال چرخش از موازنۀ فراساحلی (از راه دور با تکیه بر عوامل نیابتی) به بازدارندگی مستقیم (در چارچوب اتکاء حداکثری به قابلیتهای داخلی) است. شواهدی که امروزه فرضیه مذکور را تأیید میکند متعدد و بسیار است. به عنوان نمونه و در گامی نخست، پس از حملههای سایبری و خرابکاریهای متعدد اسرائیل در تیر ماه 1399، که به انفجارها و آتشسوزیهای مختلف در برخی از تأسیسات صنعتی کشور انجامید، ستاد کل نیروهای مسلح در مرداد ماه همان سال، با برگزاری رزمایش پیامبر اعظم 14، برای نخستین بار، یکی از دستاوردهای مهم و استراتژیک نیروی هوافضای سپاه که شلیک موشکهای بالستیک از اعماق زمین به صورت استتار شده را نشان میداد، رونمایی کرد و متعاقب آن در آبان ماه، با هدف تقویت بازدارندگی و اعتبار بخشیدن به امکان مجازات دشمنان، از یک پایگاه زیرزمینی و مخفی با قابلیت خشابگذاری خودکار موشکی پرده برداشت. در ادامه همین روند، تمرکز بیشتر بر بازدارندگی مستقیم را میتوان با ورود «ارتش» به معادلات موشکی و پهپادی در قلمرو منطق
برچسب:
نویسنده: پویان افشاری
تاريخ: دوشنبه
8 اسفند
1401 ساعت: 19:47